هرگز به کودکت نگو قرآن بخوان !

 

جوان عزیز قرآن بخوان تا می توانی چون پیامبرت می فرماید:

اگر کسی در جوانی قرآن بیاموزد و بخواند معرفت قرآن با خون و گوشت او سرشته می شود....

 اما در مورد کودکانمان چه کنیم ؟ کودکانی که زمانی جوان خواهند شد !  و آنها نیز باید رابطه تنگاتنگی با قرآن داشته باشند و به برنامه زندگی الهی خود عمل کنند...

برای اینکه جوانانی داشته باشیم :که خود به سمت قرآن رفته ودر جوانی قرآن بخوانند و خود با علاقه آیات روح بخشش را تلاوت کنند .... چه باید کرد؟

علی رغم تاکید هرچه بیشتر خواندن قرآن به  هر جوان مسلمان ....و اینکه ..... قرآن بخوان تا می توانی ... شاید فردا نتوانی  

اما در مورد کودکانمان .....

هرگز به ایشان  نباید گفت :قرآن بخوان

هرگز  نباید به صورت مستقیم؛ ایشان را  به خواندن قرآن امر  کرد

بلکه اگر دوست داشته باشیم کودک ما در آینده جوانی باشد که ارتباط تنگاتنگی با قرآن برقرار کند و با خواندن قرآن‌؛ و تفکر و تعمق در آن ؛ هدایت را جستجو کند و طبق فرموده پیامبر اسلام معرفت و بینشی پیدا کند که راهبر او باشد و از قرآن نشات گرفته باشد و با خون و گوشت وی سرشته شود....

 باید تنها و تنها  خودمان با قرآن ارتباط داشته باشیم و به طور روزمره و به جد قرآن را بخوانیم و کودک ما تنها  ببیند ...

اما هرگز به او گفته نشود؛ که بیا و قرآن بخوان ... او تنها در خانواده ای بزرگ شود که در آن خانواده قرآن اهمیت داشته باشد( و ببیند که والدین او هر روزه آن را می خوانند و ارتباط خود را با آن قطع نمی نمایند ) کافی است ...

یعنی بینشی که شما به عنوان مادر یا پدر درباره  قرآن  به او می دهید  یا  قرآن را به عنوان یک برنامه زندگی به او می شناسانید و یا به گونه ای دیگر ....

 کودکتان خود به نتیجه ای بدون توضیح شما می رسد که : قرآن کتابی است که ما آن را در عزا ؛وقتی که عزیزی را از دست داده ایم ؛ می خوانیم . آری! این است آموزشی که ( معمولا ) ما به کودکانما ن در باره قرآن می دهیم.....

 

 

/ 23 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فاطمه

سلام [گل] منم با نظر شما موافقم. [دست]همیشه با خودم می گفتم که چرا قرآن را فقط در مراسم عزا استفاده می کنند واقعا چرا؟؟

علی رضا رزمی

ديدار غزل تر از غزل ، گل تر ز گل ، زيباتر از زيبا تو از « الله اکبر » آمدي ، از « اشهد ان لا ...» شهادت مي دهم معراج يعني چشمهاي تو شهادت مي دهم چشم تو يعني سور اسرا غريبه نيستي ، اين روزها بسيار دلتنگم براي اين دل تنهاترم دستي ببر بالا دلم زرد است ، شب هايم همه سر است ، يا خورشيد بقيعستان اشکم بسته شد يا « قبة الخضرا » تو مي گويي زمان ديدن هم ، باز هم فردا ! و من مي گويم امشب ، زودتر ، حالا ، همين حالا ! عليرضا قزوه [گل][گل][گل]

مهسا

سلام مژده جان . [گل]خوبی عزیزم ؟ [گل]میگم من اون موقعی که هنوز نظرسنجی تموم نشده بود وبلاگای انتخاب شده رو نگاه کردم اسم شما هم بود .[لبخند] شما هم جزو صد نفر قرار گرفتید یانه ؟ [سوال]

دغدغه های من

به مطلب خوبی اشاره نمودیده اید به نوعی حلقه مفقود شده جامعه و تربیت نسل آینده در همین نکته و مانوس شدن هرچه بیشتر آیندگان ایران زمین با قران و اصل ماجراست نه موضوعات فرعی که در اولویت های فرعی جامعه اسلامی ایرانی ما قرار دارند

هومن

ممنون که وقت گذاشتی و نظراتت را برایم نوشتی. من در چند پست سعی کردم نگرانی خودم را برای از بین بردن دین نشان دهم. گرچه شاید از آن بوی دین ستیزی هم می آمد. دید من در پست "اسلام جدید" دید یک فرد غریبه با اسلام بود. بر خودم فرض کردم از کودکی این دین را نمی شناختم و آنگاه مطلب نوشتم. من با خود قرآن کاری ندارم ولی به نظر من از دین بسیار سوء استفاده می شود. لطفا تا یکی دو روز دیگر به من سر بزن مطلب مفصل تری در این زمینه خواهم نوشت.

زینب

اگه خودمون عامل باشیم اطرافیانمون هم یاد می گیرن! ممنون از مطالب خوبت![گل]