قرآن بخوان تا می توانی شاید فردا نتوانی ....

استاد عزیزم تو دامنه دید مرا وسعت بخشیدی ........

............

اولین باری که دکتر را دیدم ......

گفت : قرآن می خوانید؟ گفتیم :آره ...گاهی وقتها... گفت چرا ؟چرا به صورت روزمره نمی خوانید؟ 

گفتیم : دنبال یک تفسیر خوب می گردیم .... گفت: منظورم خود قرآن است ....خود قرآن با یک معنی روان که هر روز بخوانید ....

گفتیم : مگر می شود قرآن را بدون تفسیر فهمید؟ گفت:از ما خواندن

خود قرآن را خواسته اند. نگفتند قرآن را با تفسیر بخوانید...

 دکتر عزیز

دیری است  که تو را ندیده ام !! چه مدت است که از تو دور هستم؟ استاد عزیزم به یادت هستم.

 دیر آمدی ای نگار سرمست                 زودت ندهیم خاطر از دست 

...

پيام هاي ديگران()        link        ۱۳۸٦/۱٢/٦ -