قرآن بخوان تا می توانی شاید فردا نتوانی ....

به یاد حج پارسال

زن ها بیشتر نگاهم می کردند تا مردها... بعضی وقتها از سنگینی نگاهشان ،سرم را بلند می کردم و چشم تو چشم می شدیم .آن وقت بود که حسرت را توی چشم هاشان می خواندم.همسن و سال های خودم طاقت نمی اوردند ،بعضی وقتها می آمدند زیر گوشم چیزهایی زمزمه می کردند: خوش به حالت ...خیلی راحتی نه ؟کاش ما هم.... زن هایی که سن اشان بیشتر بود همینطوری بهم زل می زدند اما وقتی می دیدند بدون هیچ زحمت و نگرانی دور خانه خدا طواف می کنم تحسین را توی نگاهشان می خواندم .فقط چندتایی ازخانم ها تا آخرین لحظه ای که می خواستیم برگردیم یعنی بعد از گذشت یک ماه ،همینطورچپ چپ نگاهم می کردند .نگاهشان جوری بود که من یک گناه کبیره ای یا بهتر بگویم یک جنایتی مرتکب شده ام .البته تمام کسانی که از زمان خلق بشرتا به امروز این کار را انجام داده اند مجرم ،و متهم به جنایتند .و من این جنایت را مرتکب شده بودم :خرق عادت....

از اولش هم با عالم کاروان شرط کرده بودم .اصلا سکوت او در برابر اولین جمله ام، باعث شد که من آب دهنم را قورت بدهم .اوهم دراین جنایت شریک بود.کافی بود عالم کاروان، محکم جلویم می ایستاد و می گفت :نه دخترم!بدون چادر ؟آن هم مکه معظمه ؟حج تمتع؟با این وضعیت نمی توانیم شما را ببریم .من هم جا می زدم .اصلا فکر اینکه بمیرم و حج نرفته باشم بدنم را می لرزاند .چون من به قول فقها استطاعت مالی داشتم .تازه اگر هم مردنی در کار نبود و می خواستم زنده بمانم با فقر چه می کردم؟

  -نمی خواهم چادر بپوشم ...

آب دهنم را قورت دادم، توانستم نفس بگیرم و جملاتی را که چند روز،مرتبا توی ذهنم مرور کرده بودم،به زبان اوردم:

-می خواهم با مقنعه بلند به حج بیایم ...

عالم کاروان ،اقای بطحایی قرآنی را که در دست گرفته بود در قفسه ای که تا نیمه دیوار می رسید در میان بقیه قرآن و کتاب دعاها به زور جا داد و در حالی که سرش را نزدیک من می آورد و بیش تر از پیش به من خیره می شد.( مثل اینکه برگه ها ی درونی ام را کنار زده وچیزی خوانده باشد.) خندید و گفت:اشکالی ندارد!و با دست قوزک پایش را نشان داد و گفت :بلندی اش تا اینجا باشد.گفتم :کوتاه تر و دستم را تا کمر بالا اوردم .خندید و به طرف مرد و زنی که منتظرش بودند، رفت .قدیس مانویل نیکوکارمن - که از این به بعد دوست دارم او را اینگونه بنامم-( به دلیل وجه تشابه شخصیتش با شخصیت داستان قدیس مانویل نیکوکار شهید من نوشته میگل د اونامونو) لایه های درونی ام را کنار زده و روح سرکش مرا خوانده بود.  

من سفر حج را آغاز کردم.مقنعه سفید بلندی می پوشیدم که تا گودی کمرم  می رسید و دورتا دور آن، با نوار زیبایی حاشیه دوزی شده بود ،شلوار جین آبی و مانتوهای خنک دررنگ ها ی مختلف ... و با افراد ناشناس، از ملیت ها ی مختلف صحبت می کردم و همیشه در جایی از مسجدالحرام می ایستادم که کعبه در تیررس نگاهم باشد و شعر پابلو نرودا را زمزمه می کردم:                                      

به آرامی آغاز به مردن می کنی                                                                                                                              

اگر سفر نکنی                                                                                                                                                    

اگر رنگهای متفاوت به تن نکنی                                                                                                                              

یا اگر با افراد ناشناس صحبت نکنی                                                                                                                        

وبارها از خود می پرسیدم :وقتی پابلو این شعر را می سرود، به چه میزانی از درک توحید رسیده بود؟ وهرچند می دانستم که این اندیشمند با تفکرات چپ شناخته می شود.                                                                                                               

و به تدریج ازآن روزمرگی که همسفرم بود فاصله می گرفتم. من روش خاص خود را داشتم  در لباس پوشیدن ، در ارتباط گرفتن بادیگر افراد ،در زیارت و عبادت....و دوست نداشتم تجربه های سفرحج دیگران، به من دیکته شود. همچون کودکی که اولین بار دست به تجربه، و دریافت حسی جهان اطراف خود می زند، واز کشف و شهود منحصر به فرد خود، هرچند ناچیز،مستی کودکانه ای دارد. یکی،دو ماه قبل از سفرحج،مادرم چند کتاب را روی میزگذاشت وگفت: اینها را قبل ازسفرحج بخوان.نگاهی به کتابها انداختم، خسی درمیقات جلال،حج شریعتی ...سفرنامه هایی در حس وحال سفرحج. روز بعد گفت:کتابها را شروع کردی؟ دو روز بعد گفت:  شروع کنی،زمین نمی گذاریشان ... و هفته بعد ... و ماه بعد که قشری ازخاک آنها را پوشانده بود،و یکی دو روز مانده به رفتن گفت:می توانی در هواپیما آن را بخوانی! دیدم ول کن نیست گفتم:می خواهم حج خودم را داشته باشم..نمی خواهم  بدانم درعرفات شریعتی چه حسی داشته و در سعی صفا و مروه جلال چه فکر می کرده است.                                                 

 با آسانسور یا پله برقی خود را به بالاترین طبقه می رساندم واز بالا به کعبه و مردمی که دور آن می چرخیدند، می نگریستم هیچ وقت آن را به یک شکل نمی دیدم، چشمانم خسته نمی شد و فکر نمی کردم که بیکار نشسته ام و تنها می نگرم ! و حجرالاسود که  گاهی در برابر آفتاب، برقی از آن،چشمم را می گرفت و آن زمانی بود که سیاه تنومندی که به ان چسبیده بود جای خود را به بغل دستی اش می داد.گردش مردم به دور کعبه همچون گردابی بود که در نقطه مرکزی کعبه فرو می رفت. گردابی همیشگی ، که گاهی تو هم می خواستی خودت را درآن غرق کنی ! وتنها  خواهش، نگاه و یا پرسش فرد ناشناسی تو را به خود می آورد.و بعد حس می کردی چرا نگاه به کعبه هم، عبادت است .لبخند ،لبخند و لبخند، در برابر نگاه همه گان، بهترین زبانی بود که نیازی به ترجمه نداشت. و خواندن قرآن که برایم لذت بخش ترین کاربود.من با طرزپوششی که برای خود انتخاب کرده بودم در تماس با دیگر مسلمانان سراسرجهان، ابتدا فرهنگ خود را به آنان می شناساندم وسپس ملیت و مذهبم را .... وتلخی  بود،که باید درحین سفر به تدریج مزه مزه می کردی :  برخلاف تبلیغات  حاکم، ما ایرانی ها محبوب نبودیم،سمج بودیم  در زیارت، در خرید، و حتی درحرف و بحث، وخرافه پرستی . فرهنگی را که در طی سالیان دراز به نام دین به ما قبولانده اند، بدجور در کشور همسایه خودنمایی می کرد. هدف من از پوشیدن مقنعه سفید در چهارچوب هدف دیگری قرار گرفته بود وآن نزدیکی به دیگران مسلمانان جهان ونشان دادن فرهنگ والای ایرانی وشیعی بود.

قدیس مانویل نیکوکار من،پدر روحانی من ،پدر روح من در حج تمتع،( که دلم می خواهد انچه را که از این مرد مهربان در اعماق حیات روحی ام رسوخ کرده است و می دانم و به یاد می اورم به روی کاغذ بیاورم، اما خود داستانی دیگر می طلبد وبرای گفتن ان در این ناداستان مجالی نمیابم*.)هرجایی که در اعمال حج می ماندم به کمکم می شتافت ومرااز بندهایی که دیگران دانسته یا نادانسته برپایم می پیچیدند،رها می ساخت.او با میدان دادن به افراد با توجه به ظرفیت های وجودی اشان ،راهی جدید به سوی خداوند باز می کرد که منحصر به فرد بود. گاهی متفاوت بودن وانجام  کارهای متفاوت تجربه های جدید می سازد و این تجربه ها تفکری نو را ایجاد می کند.من با نرفتن از راهی تکراری ، آزادی عملی را برای خود ساختم که زیربنای تفکرات نویی در زندگی ام شد. برای اینکه متفاوت فکر کنید کارهای متفاوت انجام بدهید .

...

پيام هاي ديگران()        link        ۱۳٩۱/۸/٢ -

بد نیست .... که بدانید

 

آیا تا بحال در سایت های جستجوگر یاهو و گوگل درباره اسلام جستجو کرده اید؟

شاید شما هم متوجه شده اید که در سایت های جستجوگر مثل گوگل و یاهو ، وقتی درباره اسلام به جستجو می پردازید،به جای آن که سایت های کشورهای اسلامی را نشان بدهد ،سایت های ضد دینی را به نمایش می گذارد تا شما وارد سایت دیگری شوید واطلاعات نادرستی به دست بیاورید.

شمار سایت هایی که ضد اسلام می نویسند،آن قدر زیاد است که شاید باور نکنید .در بررسی هایی که دانشگاه الازهر داشته،بیش از ده هزار سایت اینترنتی سرگرم فعالیت تخریبی علیه اسلام،قرآن و مسلمانان هستند .این بررسی که به وسیله دکتر سید مرعی،استاد دانشگاه الازهر،انجام شده،نشان می دهد برای این سایت ها در سال بیش از یک میلیارد دلار هزینه می شود و به سایت های اینترنتی اسلامی که تعداد آن ها بیش از دویست سایت نیست ،سالانه یک میلیون دلار بودجه داده می شود .

در این بررسی ها،تاریخچه تاسیس سایت های ضد اسلامی از سال ١٩٨٠میلادی مورد کاوش قرار گرفته و این نتیجه به دست آمده: که برخی از سازمان های صهیو نیستی،جزو اولین نهادهایی بودند که به اهمیت بهره گیری از اینترنت برای نشر افکار ضد اسلامی شان پی بردند .هدف این سایت ها وارونه جلوه دادن اسلام به مسلمانان و دیگر مردم دنیاست.

در این سایت ها به پیامبر اسلام (ص)و ائمه معصومین (ع) اهانت شده و حتی نوشته های دروغین با نام قرآن منتشر شده است.برخی سایت های اینترنتی،کلمات و عبارات قرآنی را به خطوط عربی و به شکل خوک،سگ ودیگر حیوانات ،در صفحه اصلی خود درج می کنند.از سوی دیگر برخی از سایت ها مدام مسلمانان را به ارتکاب اعمال تروریستی،خون ریزی و نژادپرستی متهم کرده و در این میان،سایت های اخلاقی و مستهجن،اقدام به درج آیات قرآنی در اطراف صفحه اصلی خود می کنند.تمام تلاش این سایت ها این است که مسلمانان و غیر مسلمانان وقتی درباره اسلام مطالعه می کنند،به اطلاعات نادرست دست پیدا کنند.از همه راه ها برای مبارزه با اسلام استفاده می شود،در حالی که ما در برابر هجوم رسانه ای و اطلاعاتی آن ها ساکت نشسته ایم ....... 

برگرفته از نشریه انتظار نوجوان

ما که مسلمانیم چه می کنیم؟ ما نیز در روح مان را بر قرآن می بندیم حتی بازش نمی کنیم ببینیم خدا برایمان چه در نظر گرفته است؟

...

پيام هاي ديگران()        link        ۱۳۸۸/۳/٥ -

به فدای آن پیامبری که رنجهای ما بر او دشوار و سخت است

ای قرآن

به تو شناختم / پیامبرم را /

تو ای قرآن /کافی هستی/ برای من که با خواندنت ساعتها در سجایای اخلاقی پیامبرم بنگرم و در سیرت و راه و روشش فکر کنم و بر مظلومیتش بگریم و قلب خود را بر مهربانی اش بگشایم...

پیامبر من....

  • نهایت  عشق و دلسوزی برای بشریت

لَعَلَّکَ بَاخِعٌ نَّفْسَکَ أَلَّا یَکُونُوا مُؤْمِنِینَ

گویی می خواهی به خاطر آن که مشرکان ایمان نمی آورند، جان خود را از دست بدهی .

فَلَعَلَّکَ بَاخِعٌ نَّفْسَکَ عَلَى آثَارِهِمْ إِن لَّمْ یُؤْمِنُوا بِهَذَا الْحَدِیثِ أَسَفًا

پس بیم آن می رود که اگر به این حدیث (قرآن ) ایمان نیاورند، تو در پی آنان خود را هلاک کنی

  • رنجهای ما برای او سخت و دشوار

 لَقَدْ جَاءکُمْ رَسُولٌ مِّنْ أَنفُسِکُمْ عَزِیزٌ عَلَیْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِیصٌ عَلَیْکُم بِالْمُؤْمِنِینَ رَؤُوفٌ رَّحِیمٌ

همانا پیامبرى از خودتان به سوى شما آمده است که آنچه شما را برنجاند بر او سخت است، بر هدایت شما حریص و دلسوز، و به مؤمنان رئوف و مهربان است. 

  • داراری اخلاق حسنه منحصربه فرد

 وَإِنَّکَ لَعَلَى‏ خُلُقٍ عَظِیمٍ 

و حقّاً که تو بر اخلاق بزرگى استوارى 

  وَمَا عَلَّمْنَاهُ الشِّعْرَ وَمَا یَنبَغِى لَهُ إِنْ هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ وَقُرْءَانٌ مُّبِینٌ‏ لِیُنذِرَ مَن کَانَ حَیّاً وَیَحِقَّ الْقَوْلُ عَلَى الْکَافِرِینَ‏

و ما به او (پیامبر) شعر نیاموختیم و سزاوار او نیز نیست، آن (چه به او آموختیم) جز مایه‏ى ذکر و قرآن روشن نیست.(این قرآن براى آن است که) تا هر کس زنده (دل) است، هشدارش دهد و (حجّت را بر کافران تمام کند) و گفتار خدا درباره آنان محقّق گردد.

  • به فدای یتیمی که بهترین پدر امت است

أَلَمْ یَجِدْکَ یَتِیماً فََاوَى‏ ایا ترا یتیمی نیافت پس پناه داد

وَ وَجَدَکَ عَآئِلاً فَأَغْنَى‏ و تو را تهى‏دست یافت و بى‏نیاز کرد

فَأَمَّا الْیَتِیمَ فَلَا تَقْهَرْ (حال که چنین است) پس بر یتیم قهر و تندى مکن.

  • نگارمن که به مکتب نرفت و خط ننوشت  به غمزه مسئله آموز صد مدرس شد

إقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّکَ الَّذِى خَلَق

بخوان به نام پروردگارت که (هستى را) آفرید.

 

یَآ أَیُّهَا الْمُدَّثِّرُ  قُمْ فَأَنذِرْ وَرَبَّکَ فَکَبِّرْ

اى ردا بر خود کشیده.به پا خیز و هشدار ده.و پروردگارت را بزرگ بدار.
 

  • خواننده وعمل کننده واقعی قرآن  

یَآ أَیُّهَا الْمُزَّمِّلُ  قُمِ الَّیْلَ إِلَّا قَلِیلاً نِّصْفَهُ أَوِ انقُصْ مِنْهُ قَلِیلاً  أَوْ زِدْ عَلَیْهِ وَرَتِّلِ الْقُرْءَانَ تَرْتِیلاً

اى جامه به خود پیچیده   شب را جز اندکى، به پا خیز.نصف آن، یا اندکى از آن کم کن. یا بر آن بیفزاى و قرآن را با تأنّى و شمرده بخوان.

  • و همچنان  جاری است هدایتش 

     

 إِنَّآ أَعْطَیْنَاکَ الْکَوْثَرَ فَصَلِّ لِرَبِّکَ وَانْحَرْ  إِنَّ شَانِئَکَ هُوَ الْأَبْتَرُ

همانا ما به تو خیر کثیر عطا کردیم. پس براى پروردگارت نماز بگزار و (شتر) قربانى کن همانا دشمن تو بى‏نسل و دم بریده است.

  •  درود همیشگی خدا و ملائکش بر او ست

إِنَّ اللَّهَ وَ مَلاَ ئِکَتَهُ یُصَلُّونَ عَلَى النَّبِىِ‏ّ یَا أَیُّهَا الَّذِینَ ءَامَنُواْ صَلُّواْ عَلَیْهِ وَسَلِّمُواْ تَسْلِیماً

همانا خداوند و فرشتگان او بر پیامبر درود مى‏فرستند؛ اى کسانى که ایمان آورده‏اید! شما (نیز) بر او درود فرستید و به او سلام کنید سلامى همراه با تسلیم.

  • و لعن همیشگی خدا بر آزار دهندگانش

إِنَّ الَّذِینَ یُؤْذُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِى الدُّنْیَا وَالْأَخِرَةِ وَ أَعَدَّ لَهُمْ عَذَاباً مُّهِیناً

همانا کسانى که خدا و رسولش را آزار مى‏دهند، خداوند در دنیا و آخرت آنان را لعنت مى‏کند، و براى آنان عذاب خوار کننده‏اى آماده کرده است.

...

پيام هاي ديگران()        link        ۱۳۸٧/۱٢/٢٤ -

عمر بسیار برای خواندن بیشتر قرآن

حجت الاسلام محمد فاضل (تبریزی) نقل می کنند: روزی جناب آقای شربیانی، علامه را به خانه خود (در تبریز) دعوت کرد و چند نفر را هم برای زیارت و استفاده از سفره معارف ایشان به منزل خود خواند؛ از جمله بنده را . آن شب علامه به من فرمود : بنده سی سال پیش ، استخر شاگلی (محلی با صفا و خرّم در تبریز)را دیده‌ام .» سپس با ملاطفت و مزاح ادامه داد: اگر مزاحم خواب آقایان نباشم، می‌خواهم فردا بین‌الطلوعین به آنجا بروم . عرض کردم : صبح خدمتتان خواهم بود.

فردای آن شب، با اتومبیلم ایشان را به استخر شاگُلی می‌بردم که دیدم ایشان در ماشین ، قرآنی از جیبِ خود درآورده و به بنده فرمود:من عهد دارم که هر روز یک جزء از قرآن را بخوانم و الآن چهل سال است که این کار را انجام می‌دهم . دیشب شما علما مزاحم شدید ، نتوانستم بخوانم و اکنون قضا می‌کنم!هر ماه یک ختم قرآن تمام می‌شود و باز از ابتدای آن شروع می کنم و هر بار می‌بینم که انگار اصلاً این قرآن ، آن قرآن پیشین نیست! از بس مطالب تازه‌ای از آن می‌فهمم! از خدا می‌خواهم به بنده عمر بسیاری دهد تا بسیار قرآن بخوانم و از لطایف آن بهره ببرم . نمی‌دانید من چه اندازه از قرآن لذت می‌برم و استفاده می‌کنم!


به نقل از کتاب« ز مهر افروخته» اثر حجه الاسلام و المسلمین تهرانی
بازگشت به بالای صفحه
 
...

پيام هاي ديگران()        link        ۱۳۸٧/۱٢/۱٥ -

قرآن تاثیری چون دینامیت داشته باشد ! برای ما چه فرقی می کند؟

 

لَوْ أَنزَلْنَا هَذَا الْقُرْآنَ عَلَى جَبَلٍ لَّرَأَیْتَهُ خَاشِعًا مُّتَصَدِّعًا مِّنْ خَشْیَةِ اللَّهِ وَتِلْکَ الْأَمْثَالُ نَضْرِبُهَا لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ یَتَفَکَّرُونَ ۲۱

 

 اگر این قرآن را بر کوهى نازل مى کردیم مى دیدى که در برابر آن خشوع مى کند و از خوف خدا مى شکافد! و اینها مثالهائى است که براى مردم مى زنیم تا در آن تفکر کنند.(سوره حشر آیه ۲۱)

 

در یک سخنرانی آقای قرائتی می گفتند:

قرآن می گوید من دینامیت هستم .اگر قرآن برکوه نازل شود ؛کوه تکه تکه می شود یعنی چه ؟اینکه ما قرآن می خوانیم و تکه تکه نمی شویم؛ پیداست که درِ روحمان را بر قرآن باز نکرده ایم .در حد تواشیح و ترتیل و تجوید مانده ایم. به ظاهر قرآن رسیده ایم که آن هم خوب ولازم است؛ اما تدبر در قرآن هنوز جدی نشده بین ما....

آنچه در پی این گفتار باید بیاید:

 فکر می کنم مشکل جای دیگری است و آقای قرائتی  نیز به آن نپرداخته اند. برای اطلاع آقای قرائتی از وضعیت موجود در جامعه ما و جوانان خوب کشورمان باید بگویم :ما اصلا قرآن را باز نمی کنیم که بخوانیمش . اجازه نمی دهیم که معانی قرآنی بر دل و جانمان آن کند؛ که قرآن با کوه می کرد ؛اگر زمانی بر آن نازل می گشت.یعنی خیلی قرآن را باور نداریم و آن را جدی  نمی گیریم .فکر نمی کنیم که تاثیری در زندگی امان داشته باشد!و به عبارتی ساده تر  ما قرآن نمی خوانیم!!!!!!

 

و در آخر ...

 دو ؛سه ماهی نیستم تا مطالب  آموزنده  شما دوستان عزیزم را بخوانم و به وبلاگ هاتان سر بزنم؛ انشاالله برخواهم گشت و در خدمت شما دوستان خواهم بود....

...

پيام هاي ديگران()        link        ۱۳۸٧/٩/۱ -

دوست عزیز نایب الزیاره ات بودم ......

سلام علی آل طه ویاسین                     سلام علی آل خیر النبیین

سلام علی روضه حل فیها                    امام یباهی به الملک و الدین

سلام دوست عزیزم ....

یادش بخیر...چند سال پیش بود ... بهترین لباس را می پوشیدیم مقنعه 

سفید بر سر؛ چادر های رنگی زیبا در کیف؛ تسبیح های زیبا بر مچ دست

ها مان؛ رو به سمت حرم امام رضا (ع) راه می افتادیم .... و من می ـ

خواندم :

زلف آشفته و خوی کرده و خندان لب ومست

پیرهن چاک و غزل خوان و صراحی در دست

و تو می شنیدی و امام می شنید...

و در حرم با عشق می نشستیم و به ضریح مقدسش خیره می گشتیم

و نماز می گذاردیم و با خدایمان نیایش ها داشتیم ...

و در حرم قرآن می خواندیم و چه لذتی داشت خواندن قرآن در حرم

(و چه لذتی دارد خواندن قرآن در حرم )

و زیارت و زیارت و زیارت .....

و من  می خواندم و امام می شنید

از رهگذر خاک در کوی شما بود

                             هر نافه که در دست نسیم سحر افتاد.....

                                ...................

 یسمعون کلامی و یردون سلامی وانک حجبت عن سمعی کلامهم   

وفتحت باب فهمی بلذیذ مناجاتهم ( سخن مرا می شنوند سلام مرا 

جواب می دهند و تو بر شنوائیم ازشنیدن کلام و سخنان آنان پرده

افکندی و راه فهم مرا به لذت مناجات با آنان گشوده ای)

...... و بعد هم روح دمیده شده زیارت....که با ما بود و مدتی از ما جدا

نمی شد.....

از آن تاریخ ده سال گذشته و ما  ۴ سال است که از هم دور هستیم ؟در

اینجا دلتنگ که می شویم به خود نوید زیارت ضامن اهو را می دهیم .... 

ونمی دانم در سرزمینی که هستی هر وقت دلت برای زیارت تنگ می

شود چه می کنی؟بدون روح دمیده زیارت چه می کنی ...

اما دوست عزیزم .... 

به وفای ان عهد قدیمی که با هم داشته و داریم .....

به وفای ان زیارت ها که با هم داشتیم ...

به وفای ان دوستی ها یی که با هم داشتیم ....

نایب الزیاره ات بودم ....

 

 

...

پيام هاي ديگران()        link        ۱۳۸٧/۸/۱٩ -

قرآن بخوان با انتخاب ترجمه ای روان...

نمی دانم  شما برای  قرآن چه نوع ترجمه ای را می پسندید؟و کلا اطلاعی از روشهای معمول ترجمه دارید؟ بیشتر دوست دارید بدانید متن خود قرآن چه می گوید یا اینکه به دنبال تفاسیر قرآنی قبل از خواندن متن اصلی قرآن هستید؟

مدتی قبل در وبلاگ آتر   http://aatar.blogfa.com/post-60.aspx  شعری را از پابلو نرودا ( موضوع آن در مورد سفر بود) خواندم که توسط احمد شاملو  ترجمه شده بود این شعر در تمام وجود من رخنه کرد به طوری که هفته ها تحت تاثیر این شعر بودم حال آنکه تحت تاثیر شعری قرار گرفته بودم که به زبان مادریم گفته نشده بود فقط به زیبایی هرچه تمام تر ترجمه شده بود.من تحت تاثیر این شعر چندین سفر رفتم و هم اکنون چنان عاشقانه رفتن به مسافرت را دوست دارم که مرتبا در حال برنامه ریزی برای سفر بعدی هستم.

چند روز پیش از روژه کایوا (یکی از صاحب نظران بزرگ ) در مورد ترجمه شعر خواندم : خوب ترجمه کردن آثار شکسپیر  یا پوشکین به فرانسه ،یعنی نوشتن متنی که شکسپیر و پوشکین اگر به جای امکانات انگلیسی یا روسی ، امکانات زبان فرانسه را در اختیار می داشتند ،آن را می نوشتند .

خواندن ترجمه احمد شاملو  از شعر (به آرامی آغاز به مردن می کنی اگر سفر نکنی سروده پابلو نرودا)  و گفته روژه کایوا چند نتیجه گیری برای من داشت:

  1. اگر متنی به زبان دیگری  هم باشد  می توان روح آن متن را در ترجمه حفظ کرده  و به خواننده  منتقل کرد.
  2. و هرچه ترجمه قوی تر باشد کلمات در رساندن مفهوم و  روح متن موفق ترند.
  3.  و برای رسیدن به ترجمه قوی تر؛علاوه  بر آگاهی بر فن ترجمه ؛ تخصص مترجم در مورد متنی که ترجمه می کند؛ موجب ارائه ترجمه قوی تر شده و روح مطلب و محتوای کلام کمتر آسیب می بیند.به طور مثال اگر متنی که به حرفه مهندسی مربوط است را یک مهندس ترجمه کند ترجمه ای علمی تر و  صحیح تر خواهیم داشت.مثلا خبره بودن خود شاملو در فن شعر موجب حفظ روح شعر و علاوه بر آن ترجمه روان آن گشته است .

بنابراین ، امر ترجمه  حساس و دقیق است و در مورد قرآن بسیار مهمتر  و ظریف تر است .در مورد ترجمه قرآنی ؛آگاهی و مهارت و تسلط بر ظرایف و دقایق ترجمه بسیار ضروری است.وباید بر ترجمه هایی از قرآن  که در دسترس ماست دقیق باشیم.پس دقت بر انتخاب  ترجمه قرآن دقت بر انتخاب مترجم نیز هست. و گاهی سوالی مهم که ذهن را درگیر می کند:

 در صورت  خواندن ترجمه قرآن؛(با توجه به اینکه ما عربی و زبان اصلی قرآن؛ را نمی دانیم و یا حداقل با آن  آشنایی اندکی داریم)؛ آیا روح و مطلب قرآن نیز منتقل می شود؟

درمورد قرآن اعتقاد دارم که با  اعجازش ورای کلماتی که دارد ؛روح و مفاهیم اش را به ما منتقل می کند . وقتی شعری  از زبان انسانی خالصانه برمی آید ؛و تاثیر این چنین ژرف و عمیق دارد..پس خواندن کتابی که به خواندنش دعوت شده ای و از سوی پروردگار تو و از زبان اوست ؛ با وجودت چه خواهد کرد؟پس قرآن بخوان تا می توانی .... 

در حاشیه .....

به هر حال انواع  روش های ترجمه قرآن را می توان اینگونه نام برد:

1. ترجمه لغوى یا لفظ به لفظ;
2. ترجمه تحت اللفظى;
3. وفادار یا امین;
4. ترجمه معنایى;
5. ترجمه آزاد;
6. ترجمه تفسیرى

من خود؛ ترجمه  وفادار و امین ؛و در بعضی موارد ترجمه معنایی را دوست دارم .دوست ندارم که از خود اصل قرآن و کلماتش با تفاسیر مختلف دور شوم .

این ترجمه ها ی قرآنی نه برای ایجاد اختلاف و نه برای ایجاد برتری ها میان اشخاص مختلف است.تمام ترجمه ها راهی برای ارتباط بیشتر با قرآن و انتقال مفاهیم واقعی این معجزه مانا ست .مهم نیست که چه سبک ترجمه ای را برای قرآن می پسندید؟ ترجمه لغوی ؛ترجمه تحت اللفظی و یا آزاد؟ واقعا مهم نیست .مهم خواندن خود قرآن است واینکه ترجمه ای باب طبع ات انتخاب کنی و بخوانی اش .... خود قرآن راه را به تو نشان خواهد داد و تو را هدایت خواهد کرد .

تو خود پای در راه نه و هیچ مپرس                        خود راه گویدت که چون باید رفت

هم اکنون ترجمه هایی  روان و خوب  و تقریبا نزدیک به اصل خود قرآن ( که به دور از توضیحات طولانی است) را برایتان نام می برم :ترجمه های  مکارم شیرازى، فولادوند،  طاهره صفارزاده ؛ خرمشاهى، مشکینى( از ویژگی بارز این ترجمه ها انتقال کامل مفاهیم است  و ملاک تنها تطابق لفظی نبوده است ) و  اگر شما دوست عزیز ترجمه ای از قرآن را می شناسید که به نحوی از آن راضی هستید (حال به دلایلی که خود می دانید ) و یا  راه بهتری را برای فهم قرآن در ذهن  دارید در قسمت نظرات به آن اشاره کنید و  ما را بهرمند سازید.

 برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد انواع روشهای ترجمه قرآن به پژوهش محقق سید محمد حسن جواهری با لینک زیر مراجعه کنید‌:

http://www.maarefquran.com/Files/fullInfo.php?session=2&id=401

 

...

پيام هاي ديگران()        link        ۱۳۸٧/۸/۱٧ -

تو از این قرآن به جز باطن مجو

 

به این تحقیق  با توجه بنگرید و آن را با دقت بخوانید این تحقیق در روزنامه هفتگی پرتو با عنوان تاثیرات شگرف قرآن در تاریخ ١٧مهر ١٣٨٧درج شده بود.

  • برخی معتقدند که امراض نتیجه عدم هارمونی در وجود فرد است و قرآن با قدرت معجزه آسای خود می تواند با برگرداندن هارمونی و نظم در بدن و روح ،سلامتی را برای فرد مورد نظر به ارمغان بیاورد
  •   صوت قرآن می تواند به میزان قابل توجهی در تسکین و تقلیل وضعیت بحرانی بیمارانی که در بخش آی_سی_یو بستری شده اند نیز تاثیر داشته باشد زیرا ثابت شده است که... 
  •  کاربرد قرآن در درمان انواع ناتوانی ها.... برای مثال برای  افراد عقب مانده می توان آیات مربوط به رفتارهای اجتماعی را نوشت... 
    •  همچنین کسانی که در ارتباط کلامی مشکل دارند....
    • کسانی که لکنت دارند قرآن برای تقویت قدرت تکلم آنها....
    • قرآن برای درمان اشخاص روان پریش...
    • قرآن درمانی در درمان  معلولیت های ارتوپدی نیز موثر است....

    با خواندن این نوشته دلم گرفت .چقدر قرآن مهجور مانده است .اگر توجه ما به قرآن تنها در حد چنین روشهای درمانی باشد قرآن را در حد موسیقی ،شعر ،ورزش پایین آورده ایم .قرآن برای روح تو درمانگر است اما در زمانی که تو با اختیار به سوی آن روی و با گرفتن مفهوم آن آرامش یابی

    در قرآن درمانی قرآن  هیچ شکی نیست ...خدا کند که معجزه قرآن و تاثیرات شگرفش را تنها در قرآن درمانی آن خلاصه نکنی

    اعجاز واقعی  قرآن وقتی اتفاق می افتد که به صورت روزمره آن را بخوانی و با آن عجین شوی

    هرچند که تحقیق این محقق هم خالی از فایده نیست .

     

    ...

    پيام هاي ديگران()        link        ۱۳۸٧/۸/٢ -

    معرفی یک کتاب

     جوانی می گفت :به من می گویند؛ با قرآن کار کن ؛با نهج البلاغه کار کن ؛با صحیفه کار کن ؛برداشت کن .من همه این ها را باز می کنم ؛می خواهم از آن ها برداشت کنم؛ اما نمی دانم ازکجا؟هیچ نمی دانم برای چه؟

    البته می توانم ببافم .می توانم به آیه ها که بی روحند ؛جان بدهم .می توان با رنگ خودم این ها را رنگ بزنم .اما مگر من بی رنگ شده ام که رنگ قرآن بگیرم ؟تا صبغه الله را بیابم ؟من از رنگ ها و وارنگ ها خسته شده ام که به قرآن پناه آورده ام و در هر حال شکست خورده و دست خالی ام ...

    این همه ابتذال و غوغا ؛ضرورت محدودیت ها را برایم ملموس کرده اندو این همه بی باری و سرگردانی ؛ضرورت آموزش را ؛برایم مشخص کرده اند.من در جستجوی حدها و مرزها؛ و به دنبال ؛آموزگارها و مرزها و به دنبال آموزگار و مرزبانی هستم. آیا به مقصود می رسم؟

    این فریاد از گلویی است که فریاد نسل ماست ؛نسلی که به قرآن رو آورده ؛اما راه را نمی داند. گاهی با واژه ها کار می کند ؛گاهی با آیه ها ؛گاهی با اشاره ها و رمزها ؛گاهی موضوعی کار می کند....این نسل گرفتار سرگردانی است ؛آموزش می خواهد و اسیر تناقض است راه حلی می جوید .

    تناقص میان قرآن و قرآن   /   تناقض میان قرآن وسنت /

    تناقض میان سنت و سنت  /   تناقض میان قرآن و عینیت /.........

     ........

    ...........

    .....در بالا  قسمت هایی از کتاب   روش برداشت از قرآن   نوشته :علی صفایی حایری انتشارات هجرت  را برای شما گذاشتم .دوستان عزیزم : می خواستم این کتاب  را به شما معرفی کنم که مدت کوتاهی است  با آن آشنا شده ام و راهنمای من برای ارتباط هر چه بیشتر با قرآن بوده است.مدتی پیش در  کتابخانه مجازی سایت (گرداب)    http://www.seapurse.com آدرس این کتاب را پیدا کردم .اگر خریداری کتاب به دلایل مختلف برایتان مقدور نیست  لینک مربوط برای دانلود کتاب   روش برداشت از قرآن     را برایتان در زیر می آورم :

    http://www.seapurse.com/books.php?Serial=RaveshQuran

    دانلود این کتاب بسیار راحت و سریعا کتاب در اختیار شما قرار خواهد گرفت .هرچند که داشتن کتاب خالی از لطف نیست و برای خود من در دست گرفتن و خواندنش لذت بخش تر است . خواندن این کتاب به کسانی  که دوست دارند خود از قرآن برداشت کنند و به آسانی بر قرآن تسلط پیدا کنند توصیه می شود  و طبق گفته  نویسنده این کتاب برای رسیدن به روش  های  برداشت از قرآن احتیاج به یک عمر( صرف کردن وقت ) ندارند .

    نکته ای که لازم است بدانید :

    نویسنده این کتاب از تخلص عین .صاد برای معرفی خود استفاده کرده که حروف اول نام و فامیل او بوده است .به دلیل نزدیکی طرز نوشتار و نگاه این نویسنده  به دکتر علی شریعتی گاهی  کتابهای این نویسنده  با کتابهای دکتر علی شریعتی اشتباه گرفته می شوند .  اکثریت مردم ؛ نویسنده کتاب روش برداشت قرآن را به غلط  دکتر شریعتی می پندارند.

     برای خواندن پیش گفتار این کتاب بر روی  لینک سایت مربوطه کلیک  کنید

    ...

    پيام هاي ديگران()        link        ۱۳۸٧/٧/٢٦ -

    20 مهر 1387 و یادمان حافظ و....قرآن

     

    عشقت رسد به فریاد گر خود ، بسان حافظ

    قرآن ز  بر   بخوانی ،  با   چارده    روایت

     

    تاثیر قرآن بر برنامه های زندگی انسان بر هیچ کس پوشیده نیست و در این رابطه بسیار گفته و نوشته شده است ....

    اما شاید از تاثیر آن بر ایجاد هنر ی  پویا و بی همتا و ماندگار کمتر سخن گفته شده ...

    استادی فرهیخته در زمینه علم شعر می گفت :اگر مانوس با قرآن باشید ،قرآن در اشعار شما ،اثر خود را ،به زیبایی خواهد گذاشت .این معجزه ، در هنگام خلق و زایش تصویرشعر اثر خود را (بر تفکر ،کلمات ، موضوع و روان بودن تصویرشعر )خواهد گذاشت .

    و اکنون نیز اشعار سعدی، حافظ ، مولوی ،شهریار...وبسیاری دیگر به روشنی گویای این مطلب است .و مگر نه آنکه، شعر های این شاعران بهترین هاست برای خوانده شدن با  موسیقی های اصیل و سنتی کشورمان ،ایران؟ که هر دو این هنر (شعر و موسیقی سنتی ایرانی )به شناساندن یکدگر، کمک می کنند.

    پیشتر از این نیز در یکی از پست هایم( تصویری قرآنی از سهراب سپهری ) از تاثیر قرآن ،بر این شاعردارای سبک ،حرفهایی داشتم .

    و حافظ خوش کلام ما خود نیز در میان اشعارش به داشتن قرآن در سینه مباهات کرده و اصل هنر  بی همتای خویش را همه از قرآن می داند:   

     ندیدم خوشتر از شعر تو حافظ

          به قرآنی که اندر سینه داری .....      و

    صبح خیزی و سلامت طلبی چون حافظ

         هر چه کردم همه از دولت قرآن کردم ......

    یاد  و خاطر خواجه شمس الدین محمد بن محمد (حافظ شیرازی ) گرامی باد.

    ...
    ادامه مطلب

    پيام هاي ديگران()        link        ۱۳۸٧/٧/٢٠ -